گزارش پروژه مستندسازی قبور اعدامشدگان سال 1367 در بهشت زهرای تهران
از بایگانی تا مختصات ماهوارهای
این تحقیق میدانی و تحلیلی، واکنشی است به خلاءهای موجود در مستندسازی وقایع سال ۱۳۶۷. واقعهای که به دلیل نبودِ دستورات مکتوب و سیستماتیک، عمدتاً در هالهای از ابهام باقی مانده است. پس از پایان فعالیت گروه پژوهشی «راستیاد» که بر جنایات سال ۱۳۶۰ تمرکز داشت، این پروژه به صورت مستقل و با هدف ارتقای کیفیت استنادها آغاز شد. پروژههای پیشین در این زمینه، باوجود اهمیت، با چالشهایی نظیر کیفیت پایین تصاویر، جاافتادگی قطعات و خطاهای آماری روبهرو بودند که یک بازنگری دقیق را ایجاب میکرد.
۱. متدولوژی و ثبت مختصات
در این پژوهش ۱۹ ماهه، علاوه بر شناسایی و تحلیل الگوی دفن در ۲۹ قطعه از بهشتزهرا (از 82 تا 110)، گامی فراتر از استانداردهای قبلی – حتی «راستیاد» – برداشته شد و با بهرهگیری از تحلیل مختصات ماهوارهای (Geolocate)، لوکیشن دقیق هر قبر با خطای کمتر از دو متر ثبت شد. در بسیاری از موارد، این خطا حتی به کمتر از یک متر نیز تقلیل مییابد.
این اقدام با این هدف انجام شد که حتی درصورت تغییر کاربری زمین یا تخریب فیزیکی قطعات (مشابه آنچه در قطعه ۴۱ رخ داد)، حقیقتِ وجودی مزارها، در حافظه دیجیتال جهان، به صورت غیرقابلحذف باقی بماند. همچنین، مسیرهای دسترسی دقیق در اپلیکیشنهای راهنما گنجانده شده تا جستجوی قبور برای خانوادهها تسهیل شود و سریعترین و کوتاهترین راه برای رسیدن به هر مزار مشخص شود.
۲. بازیابی دادهها و دقت مضاعف
باوجود رخداد یک اشتباه و از دست رفتن تمام لایههای اطلاعاتی و نسخههای پشتیبان در خردادماه سال گذشته، شناخت عمیق از «الگوی دفن» جانباختگان سال 1367 باعث شد فرآیند بازسازی دادهها با سرعتی بیشتر و دقتی بالاتر از قبل انجام شود. این تجربه تلخ، در نهایت منجر به تولید محتوایی شد که از نظر فنی و بصری، استانداردی نوین در گزارشگری تحقیقیِ این حوزه به شمار میرود. در حقیقت، بیش از ضرر برای من همراه با سود بود.
۳. پایش میدانی در شرایط امنیتی
مستندسازی این پروژه در شرایطی به سرانجام رسید که لایههای متعدد حفاظتی، از یگانهای دژبان و سپاه تا نیروهای ضدشورش و شرکتهای خصوصی بدون نشان و در نهایت سپاه حفاظت ذوالفقار و موتورسوارهای یگان ویژه در روزهای پس از قتلعام 18 و 16دی 1404، بر منطقه حاکم بودند. با این حال، ثبت تصاویر از قطعات و حتی قرارگاههای مستقر در محل انجام شد تا پیوستِ تصویری گزارش کامل باشد. این تحقیق، اگرچه همزمان با اعتراضات سال ۱۴۰۴ و در میانه فشارهای ناشی از قطع اینترنت و تعهدات حقوقی بینالمللی انجام شد، با این حال پنج ماه زودتر از زمان مقرر، نهایی شد و به اتمام رسید.
۴. میراثی برای حقیقت
این پروژه، پس از سالها فعالیت میدانی در ایران و دیگر کشورهای جهان، آخرین کنش تحقیقی در داخل مرزهای کشورم محسوب میشود. هدف نهایی، ایجاد منبعی است که برخلاف تلاشهای رسمی برای فراموشی، بر پایه فکتهای غیرقابلانکار بنا شده باشد. امیدوارم با این تحقیق همچون یک موجود زندهی در حال رشد برخورد شود و دیگران و آیندگان، در تکمیل و تکامل آن بکوشند چون هیچ تحقیقی، هرچقدر وسیع و متکی به دههها تجربه، هرگز کامل نیست و نیاز به تکامل دارد.
5- درخواست از خانوادههای داغدیده
از تمامی خانوادههای داغدار دعوت میشود تا با ارائه اسناد شخصی و مدارک معتبر، به استغنای این مرجع استنادی یاری رسانند تا برای نخستین بار، پایگاهی در شأن عزیزان از دست رفته، به عنوان مرجعی معتبر برای آیندگان، در دسترس باشد.
امید که شاهد همکاری این عزیزان باشم.
تشکر از همکاران قدیمی
از تک تک همکاران عزیز و دوستان گرانقدرم در گروه پژوهشی و بینارشتهای «راستیاد» سپاسگزارم که با پژوهش قبلی، این شعله خاموش را در دل من روشن کردند تا پیگیر محل دفن اعدامشدگان سال 1367 و چگونگی وضع مزار این از دسترفتگان خاموش باشم. سرشان سلامت.
